در انتظار بلاتکلیفی ادامه آزمون - تاریخ: 1400/1/12 ساعت: 23:56
همینطور که شبانه روز در حال مطالعه دروس و منتظر اعلام تاریخ برگزاری بخش شفاهی آزمون جامع بودیم دیشب خبر رسید مدیر گروه دچار کرونا شدن و بستری اند و یکی از اساتید داور هم اعضای خانواده شون فوت و بقیه درگیر بیماری هستن حالا باید برای شفای عاملین آزمونم دست به دعا بشیم.... انتظار و بلاتکلیفی واسم سمی ت...
اتمام آزمون جامع - تاریخ: 1400/1/12 ساعت: 23:56
بعد از سه هفته کش و قوس امروز بخش شفاهی آزمون جامع هم روی خط اسکایپ با حضور همه اساتید گروه و داوران خارجی برگزار شد یکساعت پرسش و پاسخ بین من و داوران که پایان جلسه، قبولیم اعلام شد این مرحله از سنجش ها هم تمام. میریم برای نوشتن پروپوزال.... + نوشته شده در سه شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۹ ساعت توسط زنبور کو...
همیشه راهنمای من - تاریخ: 1400/1/12 ساعت: 23:56
واسه منی که آن تایم ام و با برنامه، منتظر موندن پای قرار ویدئو کال با دکتر "ف" واسه اصلاح پروپوزال چندان جالب نبود که امروز برای اولین بار تجربه کردم اما ایمیل دکتر "ل" که مقاله فرستادن برای ایده موضوعم البته کمی دیره چون اوکی شدم، خیییییلی خوشایند
دست خط - تاریخ: 1400/1/12 ساعت: 23:56
ترم دوم دوتا درس با دکتر "ح" که مدیر گروهم هستن داشتم. درسته یک ترم رو سر کلاس مجازی بودیم و نت مینوشتیم و نشد سر کلاسای حضوری بشینیم اما چون دکتر "ح" داور آزمون جامع کتبیم بودن بالاخره دست خط منو روی برگه های کتبی دیدن و پیام دادن کپی جزوات درس های
اتمام سال 99 - تاریخ: 1400/1/12 ساعت: 23:56
99 توی ذهن من قرار بود از بهترین سالهای تحصیلم توی این مقطع باشه کلی برنامه چیده بودیم با هم خوابگاهی ها کلی صحبت کرده بودیم منو استاد راهنمام واسه روند تز کلی برنامه داشتم واسه آزمون های پیش روم توی این سال ترم 2 و 3 و آغاز ترم 4 من در سال 99 علی
تحصیل مجازی - تاریخ: 1399/1/29 ساعت: 0:24
بعد از 60 روز قرنطینه امروز اولین تجربه کلاس مجازی هم جالب بود و هم غم انگیزدیدن اساتید و شنیدن صداشون و ماهایی که فکرشو نمیکردیم دلتنگ هم و فضای کلاس دانشکده بشیماینم از روزگار ما بنده هایی که هیچوقت واسه تنفس اکسیژن رایگان خداوندی سپاسگزار نبودیم...
تولد دانشجویی - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 15:40
سیسال بود که میگفتم خدایا چنین کن و چنان دهچون به قدم اول معرفت رسیدم گفتم خدایا، تو مرا باش و هرچه خواهی کن "سی و یک سالگی کنار هم خوابگاهی ها"
لغو امتحان - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 15:40
ذوق و وقت و انرژی ای که براش صرف کردم هدر رفتیه موقع نمیشه یه موقع نمیذاریم بشههردوتاش اذیتم میکنه مخصوصاً دومی کاش یه توجیهی پشت تصمیمات مون باشه که بقیه هم بتونن درکش کناینم از روز اولین امتحانی که لغو کردند....
آخر دانشجویی - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 15:40
به آخرش فکر نکردمزندگی من پر بوده از سورپرایز های خدا مثل همین جایی که هستممن آخر هیچیو نمیدونم فقط میدونم باید برم، باید درست برم حتی اگه نباشم که شادی آخرش رو مثل ذوق اولش ببینمبه آخرش فکر نمیکنم....
پایان شروع اول - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 15:40
بازگشت به هوای دلپذیر و آروم خونهعطر وجود مامانبغل گرم باباامتحانات تمام"اولین روز بی برنامه بعد از چهل روز ریتم یکنواخت"
شروعی که نشد - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 15:40
دوهفته قبل رفتیم که اساتید آماده نبودن هفته قبل اونا بودن من برف گیر شدم نرسیدماینهفته هم کرونا ویروس دانشگاه رو تعطیل کرد هفته دیگه هم یحتمل قرنطينه میشیم کلا نمیشه رفتبالاخره با اعمال شاقه ترم دوم شروع نشده برای امسال به اتمام رسیدبا کلی استرسحس بدناامیدیترس....
اولین تعهد - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:44
تعهد خدمت برابر مدت تحصیل رایگانموندن پای عواقب خواسته هابا کمال میل
در و تخته های جور - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:44
هم اتاقی خوب نعمتهم کلاسی خوب حکمتاساتید خوب پیشرفتخداروشکر
آغاز سمینارها - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:44
به هرکی یه فرصت میدنیه زمان تعیین شدهاگه نتونه خودشو نشون بده تقریبا از چشم میوفتهمریم خراب کردنتونست از فرصتی که بهش دادن استفاده کنهدیگه همچین فرصتیم بهش داده نمیشهاشک ریختهمونجا پشت تریبون.... همیشه حذف فرصت، درد داره، هرجا، با هر کی، سر هرچی...
اولین ارائه من... - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:44
اولین ارائه منسیستماتیک مولکولیفیلد مورد علاقممثل همیشه ی ارائه هامممصحنه سخنرانی مال من بودمن خوشحالاستاد راضیامروز عالی بوقت یکشنبه 26 آبان
دانشجوی بدون نت - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:44
توی این 5 روز بدون نتاندازه 5 ماه دلتنگ دیدن روی ماه پدرومادرم شدماندازه 5 هفته از کارای سرچ و ایمیل و... عقب موندماندازه 5 سال غصه خوردم که چرا، اینجا، اینجوری، الان، ما، اینه وضعمون!
دومین ارائه من... - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:44
فیزیولوژی!مبحث هورمون ِِ ... میون یه هفته بی نتی فقط جمع و جورش کردم!با درد زیادی که از دیشب بر من مستولی شد، 20 دقیقه سرپا بودم برای ارائه 30 دقیقه هم به بهونه های بیخودی استاد جواب دادمتقریبا یک ساعت ایستاده برای آدمی که فشارش کف زمینه و رنگ رخش یخهیچ مردی درک وضعیت یه خانمو نمیگیره انگار!ارائه اک...
وصال - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:44
اولش فکر میکردیم بین ما خانما عجب گیری افتاده بنده خداولی همون هفته های اول متوجه شدیم وجودش بینمون خیلیم لازمهمودب، صبور، اصیل، سازگار، زبل و زرنگ، مراقب و حافظ، نخودی، دستیار اساتید، فدایی اول همه کارای سخت و...آخرشم مرسی که هست خلاصه که خداروشکر میکنیم واسه بودن این مرد کوچولوی کلاسواقعا هر مجموع...
راهنمای رساله - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:44
بوقت روز تاریخی دانشگاهی، 16 آذر، مفتخر شدم امضای راهنمایی رساله مو از پروفسور ' ف' بگیرم...حس خوبتری گرفتم ازش که گفت تو همین 3 ماه منضبط شناختمت...شروع مثبتی بود برام و در ادامه باشد انشالله
شرکت در اولین جلسه دفاع - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 11:44
اولین جلسه دفاع سال بالاییم رو امروز همراه هم اتاقیم شرکت کردمو شرکت در کارگاه افتخاری داور خارجی پروفسور " خ" از بوعلی همداندو تجربه جالب در یک روز...